تبلیغات
اورمو اؤلکه سی

اورمو اؤلکه سی

نویسنده : admin جمعه 27 اردیبهشت 1392, 19:09


ابتدا قسمت اول را مطالعه فرمایید

ناصرالدین شاه که تازه به عمق مسئله پی برده و خطر را جدی دیده است، با دستپاچگی خطاب به مشیرالدوله چنین دستورالعمل نمود:

اوّلاً: با کمال عجله خود را به شهر تبریز برساند و زمام کل امرور آن مملکت را از لشگری و کشوری به دست گرفته، دقیقه‌ای از نظم امور آن مملکت غفلت نکند.

ثانیاً: خود را در امور مملکت آذربایجان در کمال استقلال بداند، مثل استقلال محمدخان امیر نظام و قائم مقام بزرگ و کوچک بلکه بالاتر.

ثالثاً: ولیعهد بدون اطلاع و مشورت شما و بدون صلاح و صوابدید شما آب باید نخورد، سنگی را روی سنگ نگذارد، تا چه رسد به کارهای دیگر. اگر غیر این بکند و شما فوراً به عرض برسانید، و رعایتی بخواهید از ولیعهد کنید و اغماض و صرف نظر نمایید، صریح می‌نویسم خائن بزرگ و دشمن هستید و آن وقت جزای شما معلوم است چه خواهد بود. دولت و پادشاه عقیم است. عشق دولت به نظم و اسلوب با معنی است لاغیر».

اطرافیان شاه و درباریان و در کل سران حکومتی که به خوبی از بی‌سامانی و ضعف سیستم حاکمه بر کشور مطلع بودند، قوۀ مقابله و مدافعۀ خود را در مقابل شیخ عبیدالله می‌دانستند و واقف بر این مطلب بودند که ارتش موجود در ایران در چه وضعیتی قرار دارد، بیشتر از خود اضطراب و ترس نشان می‌دادند. چنان‌که مستوفی‌الممالک در نهایت سردرگمی و وحشت می‌گوید: «کی عرض کردیم این حوادث بی‌اصل است؟ خیلی خوب تمام این‌ها اصل است، فرض می‌کنیم پس فردا پیش‌تر هم آمدند، چه باید کرد؟».

هر ساعت که می‌گذرد، گزارشاتی از عدم سیورسات، اسلحه، مهمات، چادر و ملبوس به ناصرالدین شاه می‌رسد؛ از طرفی وی عرایض ناامید کنندۀ سران حکومتی را می‌شنود و با خشم و قهر می‌گوید: «این شیخ کیست این طور جسارت‌ها می‌کند؟ چهار تا کُرد چرا شماها را این قدر دستپاچه و کم‌دل کرده است که این طورها عرایض و تلگراف‌ها عرض می‌کنید؟ نمی‌دانم چه خبر شده است که این قدر بی‌غیرت شده‌اید که چند کُرد امروز مملکت‌گیر شده است؟ شهر محاصره می‌کند؟ یعنی چه؟ به خدا قسم، به روح شاه مرحوم قسم است اگر پدر اکراد را آتش نزنید، بعد از این نوع عرایض بی‌معنی بکند، مثل زن‌ها حرکت کند، همۀ شماها را آتش خواهم زد!».

این ترس و وحشت و ناامیدی نیز در کلام ارشدترین مقامات دولتی آن روز چون میرزا حسین خان سپهسالار دیده می‌شود. او که به هنگام حرکت به سمت آذربایجان است تا به دستور ناصرالدین شاه کلیۀ امور را به دست گیرد، می‌نویسد:

«می‌دانید من بیچاره را کجا می فرستید؟ مملکتی خراب و مغشوش اهالی از آن نظم طبیعی افتاده و هرزه شده‌اند. پارسال صدمۀ قحطی کشیده و امسال هم آثار قحطی یا اقلاً سختی مدید است. طرق و شوارع از امنیت خالی است. راه‌ها نهایت اغتشاش را دارد. نصف مملکت را کرد مستولی شده است و نصف دیگر مملکت موقوف به ترحّم شاهسون می‌باشد. مثل ولیعهد آدمی که داعیۀ خودسری و خودرأیی دارد و عادت نموده است با اطرافی‌های خیل بد، همۀ این‌ها را دانسته و فهمیده به چشم خود گرفته، تا محض اطاعت حکم می‌روم».

نبودِ سلاح‌های مدرن و قابل استفاده، در حالی که نیروهای کرد از اسلحۀ مارتینی برخوردار بودند که مزیت‌هایی بر سلاح دولتیان داشت، نبودِ مهمات و خالی بودن قورخانه‌ها از یک طرف، و از طرفی دیگر نبودِ اطلاعات درست و دقیق باعث سردرگمی و افزایش وحشت می‌گردید؛ چرا که در آن روزها بازار شایعه بسیار گرم بود و سپاه بیست هزار نفری شیخ عبیدالله را یک‌صدهزار نفر اعلام می‌نمودند که این بر وحشت حاکم می‌افزایند. نبود سیستم ارتباطی منظم و کارآمد، قطع بودن خطوط تلگراف، بی‌نظمی و تأخیر چاپارها در رساندن اخبار و اطلاعات، نبود اسب لازم جهت سفر بر جمله عوامل فوق می‌افزود.




دسته بندی : وقایع تاریخ آذربایجان , وقایع تاریخی اورمیه ,
برچسب ها : شیخ عبیدالله کرد , قتل عام , حمله به اورمیه , اورمیه ,


نویسنده : admin جمعه 27 اردیبهشت 1392, 19:07

شیخ عبیدالله، پسر شیخ طه است که پدر و پسر، هر دو از مرشدین دراویش نقشبندیه بوده و در میان قبایل کُرد، نفوذ عجیبی داشته‌اند.



در دورۀ قاجار، اکراد دو کشور ایران و عثمانی، شیخ عبیدالله را ملهم از جانب خداوند دانسته و اوامر وی را بدون چون و چرا اجرا می‌کردند و همه ساله عدة زیادی پای پیاده از مسافت‌های دور به زیارت وی می‌رفتند.

در عصر سلطنت محمدشاه قاجار، شیخ طه به جهات عدیده مورد توجه و عنایت شاه ایران گردید. محمدشاه که از ارادتمندان شیخ طه بود، هرساله هدایا و تحف بسیاری به خدمتش می‌فرستاد و همچنین برای تأمین مخارج خانقاه وی، چندین قریه را به عنوان تیول به او داده بود[1]

مورخین، ظاهر قضیه را تمایلات صوفی‌منشانۀ شاه قاجار می‌دانند، ولی در باطن، منظور شاه از این انعامات جلب رضامندی شیخ طه و اتباع وی و امکان استفاده از نیروی تدافعی اکراد در مقابل عثمانی‌ها بود؛ زیرا عثمانی‌ها نسبت به مناطق غربی ایران در آن موقع نظر سوء داشتند و با وجود اینکه در چند سال گذشته دو شهر مهم سلیمانیه و شهرزور که همیشه جزو خاک ایران محسوب می‌شد، به عثمانی‌ها واگذار گردیده بود، آنان همیشه چشم طمع به قسمت‌های مغرب ایران دوخته بودند. اکراد آن منطقه می‌توانستند در صورت بروز اختلاف در مقابل نیروهای عثمانی مقاومت نمایند.

شیخ عبیدالله بن شیخ طه نهری، به سال 1247 هـ.ق در «نهری» متولّد شد و همانجا رشد کرد و مانند پدر در سلک خلفای نقشبندیه درآمد. شیخ عبیدالله در خاک سرمدی ایران و عثمانی و قریه‌ای موسوم به نوچه یا نهری سکونت داشت و از طرف هر دو دولت ایران و عثمانی تقویت می‌شد و به خاک هر دو کشور رفت و آمد می‌نمود. وی در جنگ‌های بین عثمانی و روس به نام مذهب، به نفع عثمانی‌ها وارد جنگ شد و به کمک پسرانش و دیگر شیوخ کُرد، در بایزید، روس‌ها را شکست داد؛ از این جهت در نزد عثمانی‌ها مقامی داشت و در همین جنگ بود که دولت عثمانی جهت مقابله با روس‌ها مقداری اسلحه بین اتباع وی توزیع نمود. وجود همین اسلحه‌ها نیز یکی از علّت‌های سرکشی و طغیان شیخ گردید[2]



دسته بندی : وقایع تاریخ آذربایجان , وقایع تاریخی اورمیه ,
برچسب ها : شیخ عبیدالله کرد , قتل عام , حمله به اورمیه , اورمیه ,


نویسنده : admin دوشنبه 29 اسفند 1390, 17:11

انقلاب مشروطیت یکی از حوادث نادر ، شگرف و عظیم تاریخ ایران و نقطه عطف تحول و بیداری واقعی حیات سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ملت این سرزمین کهن محسوب می‌گردد . این خیزش ملی تحول اساسی در افکار سیاسی مردم ایران پدید آورد و سبب رشد بینش ، منش و کنش مردم شد .

جنبش مشروطه انفجار آتشفشان خشم و عقده‌ها و حقارتهای ملت تحت سلطه و فشار ستم و بی عدالتی و حاصل کوشش و مجاهدت عموم مردم محروم و مصیبت کش برای نجات از زندان جهل و بلای فقر و آفت ظلم بود . تلاطمی بود که براثر امواج شدید نارضایتی ، نابسامانی ، ناامنی ، ناعدالتی ، قحطی و گرانی ، تحمیل مالیاتهای گزاف ،‌ فشار شدید فقر، محرومیت بی‌پایان توده مردم شهری و روستائی ، خودکامگی و آزمندی حکمرانان و مأموران دولتی و فساد و استبداد پادشاهان قاجار بود که سالیان طولانی و متمادی هم چون باری سنگین و طاقت فرسا بر دوش ملت ایران سنگینی می‌کرد پدید آمد.





دسته بندی : وقایع تاریخ آذربایجان , وقایع تاریخی اورمیه ,


نویسنده : admin دوشنبه 29 اسفند 1390, 17:01
جیلوها چه كسانی بودند؟

آسوریان خاك عثمانی با این نام شناخته می‌شدند. شماره‌ی اینها را نزدیك به دویست هزار تن نوشته‌اند كه در ایران و در خاك عثمانی مقیم بودند. خود كلیسای جداگانه‌ای با زبان سریانی داشتند و رهبر آنها بنام مارشیمون خوانده می‌شد.چون جنگ جهانی اول برخاست و عثمانیها نیز وارد جنگ شدند، آسوریان به روسها گرویدند و بنای قتل و غارت را گذاردند.عثمانی‌ها به سركوب آنان پرداختندتا اینكه جلوها شكست خوردند و عده زیادی از آنان كشته شدند و بقیه با رهبری بنیامین مارشیمون به سمت ایران حركت كردند.

                    مارشیمون



 دسته اول 25 هزار نفر بودند. روسها و مسیحیان آنها را پذیرفته و كسی از ایرانیان مزاحم آنان نشد. چون بسیاری از آنها لخت و گرسنه بودند با پیشنهاد كارگزاری شهر ارومیه وزارت امورخارجه ایران در روزنامه‌های تهران آگهی منتشر ساخت و از تمام مردم ایران درخواست كمك و همیاری نمود. در اثر آشفتگی قوای روس به علت تغییر رژیم در آن كشور قزاقان روس بهمراه جلوها در آبادی‌های اطراف ارومیه به تاراج و كشتار مردم دست می‌زدند بازار ارومیه نیز از تاراج در امان نمانده به آتش كشیده می‌شود. پس از تخلیه ارومیه از قوای روس اهالی ارومیه بعوض مسلح شدن و آمادگی همچنان در انتظار اقدامات دولت مركزی ماندند. جیلوها با راهنمائی‌های كنسول انگلیس توانستند قوای منسجمی را فراهم كرد. با خرید سلاح از روسها بتدریج شرارتهای خود را آغاز نمایند. از 30بهمن درگیری‌های پراكنده در شهر بوقوع پیوست. اجلال الملك حاكم بی‌كفایت شهر در اداره حكمرانی نشسته و كاری انجام نمی‌داد. سواران قره‌داغی كه به اصطلاح جهت یاری مردم بی‌دفاع ارومیه بودند بدون هیچ‌گونه درگیری از راه سلماس متواری می‌شوند. ملایان شهر و سران(تحبیب بین‌المللی) به جای آنكه به تقویت مردم بكوشند. پرچم سفیدی را برداشته به خانه مارشیمون می‌روند. وی در خانه‌اش نبود با كنسول روس تماس تلفنی برقرار می‌شود و با وعده‌های توخالی كنسول روس به خانه‌های خود مراجعت می‌كنند. مجدداً جلوها حمله خود به مردم بی‌دفاع را آغاز می‌كنند. سران شهر كار ننگین قبلی خود را تكرار كرده از در التماس در می‌آیند. در شهر قتل و غارت ادامه می‌یابد. صدای ناله و شیون زنان و كودكان به آسمان بلند شده است و هیئت به اصطلاح صلح، كاری از پیش نمی‌برد و خود در محاصره جیلوها در می‌آید. مسترشید یكی از رهبران نظامی جلوها همچنان و دستور به ادمه قتل و غارت می‌دهد. شمار كشته شده‌گان بیش از 1500 تن می‌باشد. مسیحیان اعم از آسوری و ارمنی از اول صبح شروع به كشتار نموده پس از ظهر اگر چه با دستور مستر شید دست از كشتار برداشتند ولی باز هم از تاراج دست برنداشتند.


دسته بندی : وقایع تاریخ آذربایجان , وقایع تاریخی اورمیه ,
برچسب ها : جیلوها , اسماعیل آقا سیمیتقو , قتل عام , ارامنه , عثمانی‌ها , کشتار مسلمانان اورمیه و سلماس , مارشیمون , غارت ,


نویسنده : admin دوشنبه 29 اسفند 1390, 16:59

سینه تاریخ معاصر غرب آزربایجان پر از صحنه های تلخ و دردناکی است، که روزگاری زخمی سخت را پشت سر گذاشته است. روزی که مردمانش آرام وساکت بدون این که گناهی کرده باشند هدف تیرهای آشوب، طغیان و زیاده خواهی های گروهی قرار گرفته و طعمه حریق شده، سوخته، وخاکستری از گذشته در خورجین خاطرات خود به یدک می کشد. 

لایه لایه ورقهای تاریخ حاکی از عمق زشتی صحنه هائی است، که خالقین این آثار بی شک اکنون در دادگاه عدل الهی مورد بازخواست قرار گرفته اند و این که چرا بدون علت و تنها در جهت کسب منافع بیگانگان کورکورانه سر ارادت خم کرده و هم دین خود را به مشتی دلار و لیره ارزان فروخته اند جواب پس میدهند، آنانی که برای جلب رضایت بیگانگان هزاران نفر را مظلومانه و بی خبر به هلاکت رسانیده اند امروز روسیاهان تاریخند.




دسته بندی : وقایع تاریخ آذربایجان , وقایع تاریخی اورمیه ,
برچسب ها : اسماعیل آقا سیمیتقو , جنگ جهانی اول , قبیله شکاک , مارشیمون , قتل عام , غارت ,


[ 1 ]  [ 2 ] 

موضوعات
» اخبار اورمیه (903)
» اخبار بحران دریاچه اورمیه (1021)
» پروژه های عمرانی،خدماتی اورمیه (548)
» پروژه های عمرانی،خدماتی استان (172)
» سیاسی (178)
» اقتصادی (529)
» اجتماعی (323)
» ادب،فرهنگ و هنر (133)
» علمی، آموزشی (201)
» پزشکی،سلامت (204)
» میراث فرهنگی و گردشگری (401)
» حوادث و سوانح (227)
» هواشناسی (224)
» محیط زیست (261)
» گزارش تصویری (301)
» والیبال برتر (1077)
» ورزشی (218)
» اخبار ایران و جهان (218)
» وقایع تاریخی ایران و جهان (19)
» وقایع تاریخ آذربایجان (18)
» وقایع تاریخی اورمیه (10)
» تورک دیلی (8)
» نام آوران اورمیه (88)
» نام آوران آذربایجان (127)
» آذربایجان فولکلوری (11)
» آذربایجان دبلری (19)
» مذهبی دبلر (31)
» اورمو عاشیقلاری (19)
» موسیقی آذربایجانی (19)
» تورک شعرلر (7)
» استاد شهریار+شعر و عکس (10)
» داستان ها و افسانه های آذربایجان (8)
» فرودگاه اورمیه (3)
» دانشگاه اورمیه (10)
» امام زاده ها - مساجد تاریخی (24)
» بناهای تاریخی اورمیه (104)
» پارک های اورمیه (17)
» حمام های قدیمی اورمیه (5)
» دره ها-آبشارها -چشمه ها (18)
» قلعه ها -تپه ها-غارها (22)
» کلیساهای اورمیه (17)
» کتیبه های تاریخی اورمیه (7)
» مراکز اقامتی و تفریحی اورمیه (12)
» مقبره های اورمیه (10)
» موزه های اورمیه (12)
» در باره اورمیه (12)
» سوغات،صنایع دستی،غذاها (19)
» جاذبه های گردشگری و طبیعی اورمیه (60)
» گالری عکس بازار اورمیه (8)
» گالری عکس دریاچه اورمیه (33)
» گالری عکس اورمیه (60)
» گالری عکس اورمیه قدیم (11)
» آثار طبیعی آذربایجان غربی (36)
» آثار تاریخی آذربایجان غربی (104)
» گالری عکس سایر مناطق آذربایجان (25)
» تصاویر دیدنی (40)
» کلیپ شعرای آذربایجان (5)
» کلیپ اورمیه (5)
» کلیپ موسیقی آذربایجانی (7)
» کلیپ ورزشی (8)
» کلیپ های متفرقه (10)
» دانلود فایل های صوتی (5)

صفحات

پیوندهای روزانه

نویسندگان

» admin (6558)

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :